تبليغاتX
امپراطور سرزمين دلشكسته ها

آخرین حرف...

 

 

در دو روز عمر کوته سخت جانی کردم  

 

  

با همه نامهربانان مهربانی کردم

 

 

    هم دلی هم آشیانی هم زبانی کردم

 

 

بعد از این بر چرخ بازیگر امیدم نیست نیست 

 

 

      آن سرانجامی که بخشاید نویدم نیست نیست

 

 

   هدیه از ایام جز موی سپیدم نیست نیست

 

 

من نه هرگز شکوه ای از روزگاران کرده ام 

  

   

      نه شکایت از دورنگی های یاران کرده ام

 

 

             گرچه شکوه بر زبانم می فشارد استخوانم

 

 

من که با این برگ ریزان روز و شب سر کرده ام 

 

 

    صد گل امید را در سینه پرپر کرده ام

 

 

           دست تقدیر زمانه 

 

 

       کرده هم رنگ خزانم

 


 

نوشته شده توسط امپراطور در چهارشنبه بیستم آبان 1388 ساعت 15:46 موضوع | لینک ثابت


دوست

 

بر سنگ قبرم بنویسید خسته بود

اهل زمین نبود، نمازش شکسته بود...

بر سنگ قبرم بنویسید شیشه بود

تنها از این نظر که سراپا شکسته بود...

بر سنگ قبرم بنویسید پاک و بی گناه بود

چشمان او دائما از اشک شسته بود...

بر سنگ قبرم بنویسید این درخت

عمری برای هر تبر و تیشه دسته بود...

بر سنگ قبرم بنویسید کل عمر را

پشت دری که باز نمی شد نشسته بود...

بر سنگ قبرم بنویسید روزها

در انتظار عشقش نشسته بود...

 برام دعا کن عشق من همین روزا بمیرم...

 

آخه دارم از رفتنت بدجوری گُر می گیرم...

 

دعا کن که این نفس تموم شه تا سپیده...

 

کسی نفهمه عاشقت چی تا سحر کشیده...

 

این آخرین باره عزیز٬ دستامو محکم تر بگیر...

 

آخه تو که داری میری٬ به من نگو بمون نمیر...

 

گاهی بیا به باغ سبز٬ دَرِش به روت بازه هنوز...

 

من با تو سوختم نازنین باشه برو با من نسوز...

 

اگه یه روز برگشتی و گفتن فلانی مُرده...

 

بدون که زیرِ خاکِ سرد٬ حسِ نگاتو برده...

 

گریه نکن برای من...

 

قسمت ما همینه...


 

نوشته شده توسط امپراطور در پنجشنبه هفتم آبان 1388 ساعت 14:7 موضوع | لینک ثابت


دلتنگ

هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم

 

با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم

 

اندوه من انبوه تر از دامن الوند

 

بشکوه تر از کوه دماوند غرورم

 

یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است

 

تنها سر مویی ز سر موی تو دورم

 

ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش

 

تو قاف قرار من و من عین عبورم

 

بگذار به بالای بلند تو ببالم

 

کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم

 


 

نوشته شده توسط امپراطور در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 ساعت 10:56 موضوع | لینک ثابت



ابتدا نيت كنيد

بيا دستانه قشنگ و مهربانت را عصايي كن تا من برخيزم

براي شادي روح یک دلشکسته

.::. پات رو قلبم بزار.::.

بیا برای دل شکسته ات فال بگیرم
دل کد فال حافظ برای دلشکسته