برگرد بی تو بغض فضا وا نمی شود.... یک شاخه یاس عاطفه پیدا نمی شود

 

هر دل که مثل قلب تو دریا نمی شود ....می خواستم بچینم از آن سوی دل گلی

 

اما بدون تو که گلی وا نمی شود ....دردی است انتظار که درمان آن تویی

 

این درد تلخ بی تو مداوا نمی شود... زیباترین گلی که پسندیده ام تویی

 

**گل مثل چشمهای تو زیبا نی شود....... بی تو شکسته شد غزل اشنائیم

 

نگاهت کرده ویرانم غریبه


زدی آتش به ایمانم غریبه


در این آتش صفایی رخنه کرده


که کرده مست دورانم غریبه


دلم بیمار عشقت گشته اما


چه خواهد شد نمی دانم غریبه


 

نوشته شده توسط امپراطور در پنجشنبه دوم آذر 1385 ساعت 8:56 موضوع | لینک ثابت