تبليغاتX
امپراطور سرزمين دلشكسته ها

حرف دل عاشق

 

مي نويسم براي تو آخرين وصيتم را شايد

 درکم کني:

دستهايم را از تابوت بيرون نگه داريد تا همه

 بدانند هيچ با خود نبرده ام

چشمهايم را باز نگه داريد تا همه بدانند

 چشم به راه کسي بودم

دو قالب يخ روي قبرم بگذاريدتا با طلوع

خورشيد به حالم گريه کنند

و عکس معشوقم را کنارم بگذاريد تا همه

 بدانند تشنه ي او بودم

UpgradeUpgradeUpgradeUpgradeUpgradeUpgradeUpgradeUpgrade

خيلي سخته كه سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور

خودش جشن بگيري ...

خيلي سخته كه روز تولدت ، همه بهت تبريك بگن

 ، جز اوني

كه فكر مي كني به خاطرش زنده اي ...

خيلي سخته كه غرورت رو به خاطر يه نفر

بشكني ، بعد

 بفهمي دوست نداره ...

خيلي سخته كه همه چيزت رو به خاطر يه نفر

 از دست بدي

 ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت...

UpgradeUpgradeUpgradeUpgradeUpgradeUpgradeUpgradeUpgrade

كاش به اشكهاي كودكانه ام رحم مي كردي

كاش توراز درونم را مي ديدي و سفر را فراموش مي

كردي!!! كاش هنوز در كنارم بودي و تو را در لحظه لحظه

 زندگي ام حس مي كردمUpgrade

UpgradeUpgradeUpgradeUpgradeUpgradeUpgradeUpgradeUpgrade

تا که بوديم نبود کسي  

کشت مارا غم بي همنفسي

تا که رفتيم همه يار شدند

     خفتيم و همه بيدار شدندUpgrade

UpgradeUpgradeUpgradeUpgradeUpgradeUpgradeUpgradeUpgrade

 

 


 

نوشته شده توسط امپراطور در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 ساعت 15:20 موضوع | لینک ثابت


شكست

من پذيرفتم شکســــــــت خويش را

 پندهاي عقل دور انديش را

من پذيرفتم که عشق افسانه است

 اين دل درد اشنا ديوانه است

ميروم از رفتن من باش شــــــــــــاد

از عذاب ديدنم ازاد باش

گر چه تو زودتر از من ميـــــــــــروي

 آرزو دارم ولي عاشق شوي

ارزو دارم بفــــهـــــمي درد را

تلخي برخورد هاي سرد را....

تا با غم عشق تو مرا کار افتاد


بیچاره دلم در غم بسیار افتاد


بسیار فتاده بود اندر غم عشق


اما نه چنین زار که این بار افتاد


 

نوشته شده توسط امپراطور در یکشنبه دهم دی 1385 ساعت 13:31 موضوع | لینک ثابت


دنيا

                            نمی گویم نگاهم کن بمانم .  

                       نمی گویم صدایم کن بخوانم .

نمی گویم بیا و عاشقی کن .    

 برای قلب خسته مادری کن .

     فقط گویم :                     

            برو دستی بگیر و عاشقش باش

                     برای من نبودی برای دیگری باش ....

 

به يادت داغ بر دل مي نشانم       ز ديده خون به دامن مي فشانم

چون ني گر نالم از سوزه جدائي   نيستان را به آتش مي كشانم 

 

وقتی بود سعی کرد خیلی چیزها یادم بده ... اما حالا که رفته خیلی چیزها یاد گرفتم ...

یاد گرفتم می شه بدون هوا نفس کشید .. می شه شاد بود و ته دل غم داشت .

یاد گرفتم روی پای خودم وایستم .

 


 

نوشته شده توسط امپراطور در یکشنبه دهم دی 1385 ساعت 12:23 موضوع | لینک ثابت



ابتدا نيت كنيد

بيا دستانه قشنگ و مهربانت را عصايي كن تا من برخيزم

براي شادي روح یک دلشکسته

.::. پات رو قلبم بزار.::.

بیا برای دل شکسته ات فال بگیرم
دل کد فال حافظ برای دلشکسته