تبليغاتX
امپراطور سرزمين دلشكسته ها

دلگیر

 

 

من که دلگير طعنه هاي سنگم 

 من که فرياد سکوتم به آسمان رسيده

 در جستجوي اشک چرا روانه ي آسمان شوم

 من که به دل نزديک ترم چرا پل تنهايي ام را بشکنم

حيف از اين سکوت نيست

  در جستجوي هياهو چرا؟

 چرا همدم صخره شوم 

 چرا به سنگ بگويم که چنينم و چنانم ؟

که سنگ بشکند و رودخانه ببيند و رازم بر ملا شود ...

در اين ساحل و در ميان ماسه و کف
براي هميشه گام بر ميدارم
مد ، جاي پاي مرا محو خواهد کرد
و باد ، کف را از ميان
ليک دريا و ساحل ،
تا ابد خواهند ماند .
يک بار مشتم را از مه پر کردم
آنگاه مشتم را گشودم ، کرمي در دستان بود .
دستم را مشت کردم دوباره گشودم ، گنجشکي در ميان دستانم بود
دستم را براي سومين بار مشت کردم و باز گشودم
مردي با صورت اندوهگين ديدم در آن که به بالا مينگرد
باز دستم را مشت کردم و گشودم ،
چيزي جز مه در آن نديدم
...
اما آواز شيريني شنيدم !


 

نوشته شده توسط امپراطور در جمعه یازدهم اسفند 1385 ساعت 11:53 موضوع | لینک ثابت


غروب

 

 از چه كسي بايد پرسيد كه سرزمين مهربانيها كجاست از چه كسي بايد پرسيد كه

سرزمين مهر و وفا كجاست سرزميني كه نام ان محبت است و صفا در آن ريشه
 
دوانيده سرزميني كه در آن اعتماد و آرزو وجود دارد؟
 
کاش مي شد تا شقايق ها گريست کاش مي شد يک تبسم آفريد
 
کاش مي شد چون ستاره پاک بود آسمان را با صداقت دوست داشت
 
کاش مي شد با سحر بيدار بود در سکوت شب اميد صبح داشت

باز دل من شکست

غروب

غروب كه مي آيد


اين جان بي قرار


ميكشاند مرا


تا بستر گرم افق


تنگ در تنگ عروسان آتشين


اين ابرهاي سوخته در شعله هاي مهر

 

 


 

نوشته شده توسط امپراطور در پنجشنبه دهم اسفند 1385 ساعت 11:54 موضوع | لینک ثابت



ابتدا نيت كنيد

بيا دستانه قشنگ و مهربانت را عصايي كن تا من برخيزم

براي شادي روح یک دلشکسته

.::. پات رو قلبم بزار.::.

بیا برای دل شکسته ات فال بگیرم
دل کد فال حافظ برای دلشکسته